کنفرانس سالانه ی فیزیک ایران امسال از تاریخ 3 تا 8 شهریور در دانشگاه یاسوج با همکاری این دانشگاه و انجمن فیزیک ایران برگزار شد.
این کنفرانس که بزرگترین تجمع فیزیک پیشه های داخل کشور است هر سال در یکی از دانشگاه های ایران که سال قبل اعلام آمادگی کرده باشد برگزار می شود.
در کنفرانس امسال که یکی از پرجمعیت ترین کنفرانس های برگزار شده تا کنون بود 6 سمینار عمومی توسط دکتر یوسف ثبوتی(گذر از طبیعت ارسطویی به فیزیک امروز)، دکتر ناصر نفری(ساختار الکترونی مواد)،دکتر محمدابراهیم فولادوند(پیشرفت های اخیر در مکانیک آماری)، دکتر افشین نمیرانیان(ترابرد الکترون و سامانه های مزوسکوپی)، دکتر علیرضا مشفق(نانو ذرات فلزات نجیب: ساخت، مشخصه یابی و کاربردها) و دکتر محمرضا اجتهادی(گزارشی از فعالیت های کمیته ی علمی 38امین المپیاد جهانی فیزیک) در طی روزهای کنفرانس ارائه شد.
بعد از ظهر هر روز هم سمینارهای تخصصی در چهار سالن در شاخه های مختلف به طور همزمان ارائه شد.
به تعبیر دبیر کنونی انجمن فیزیک ایران، دکتر ارضی، کنفرانس امسال از سطح بالایی برخوردار بود و مقاله های رائه شده با دقت بیشتری نسبت به سالهای گذشته داوری شده بود.
نکات پیرامون کنفرانس و حواشی آن برای شخص من تازگی داشت و بعضاً منشأ سوال. یکی از این نکات تعداد بسیار کم مقاله های فیزیک ریاضی، کیهان شناسی و عدم حضور تعدادی از فیزیک ریاضی و نظری پیشه های مطرح در کنفرانس بود و در مقابل استقبال پرشور فیزیک پیشه های تجربی کار به خصوص در زمینه ی نانو فیزیک بود. این نکته تا جایی بود که یکی از سالنهای کنفرانس به ارائه ی مقاله های نانو ساختارها اختصاص داده شده بود.
یکی دیگر از مسائلی که به عنوان ارائه کنندگان مقاله در طی کنفرانس با آن روبرو شدم هزینه ی کنفرانس بود. هزینه ی اسکان و غذا و حق شرکت در کنفرانس از یک طرف، هزینه ی داوری مقاله از طرف دیگر به خصوص برای کسانی که دانشگاه یا موسسه ای هزینه ی آن ها تقبل نمی کند بیش از حد انتظار بود. این نکته در مقایسه با کشورهای دیگر که حتی برای شرکت کنندگان خارجی هم کمک هزینه می دهند، مطلب قابل تأملی است. عضویت در انجمن هم کمک چندانی به کاهش هزینه ها نمی کرد!
در هر حال کنفرانس های این چنین جای خوبی برای تبادل اطلاعات و افزایش سطح آگاهی به خصوص برای دانشگاه های کم ارتباط ما دارد.هر چند در ظاهر دنیای فیزیک هم از جناح بازی دنیای واقعی مبرا نیست و خیل عظیمی از سرمایه های بزرگ خود را در چنین فضایی بلا استفاده گذاشته است.
به عنوان حسن ختام بخشی از سخنرانی دکتر ثبوتی را در مراسم افتتاحیه کنفرانس می آورم که بریم بسیار لذت بخش بود:
"فیزیک و فیزیک دان ها بسیار متواضعند و اگر پیشرفتی در فیزیک می بینید به علت این تواضع است..."
اضافه می کنم که این صحبت در ادامه ی انتقاد دکتر ثبوتی از روند برخورد دولت و صدا و سیما با خبرهای علمی بیان شد و درخواست ایشان به عنوان نماینده ی جامعه ی فیزیک مبنی بر هماهنگ کردن با چند علم پیشه قبل از اعلام چنین خبرهایی(کشف انرژی هسته ای توسط نوجوان شانزده ساله و...!!!!) تشویق طولانی حضار را در برداشت.
پ.ن:متن سخنرانی دکتر ثبوتی و دکتر نمیرانیان در سایت دانشگاه یاسوج قابل دسترسی است.
Friday, September 14, 2007
کنفرانس فیزیک ایران
Monday, June 18, 2007
(می تونیم این طوری توضیح بدیم که ... (2
جواب سوال قبلی گزینه ی 3 است یعنی یخ در دمای صفر درجه!
خوب توضیح آن این طوری هست که، 3 گرم باقی مانده در دمای صفر درجه تبدیل به یخ می شه!
در واقع وقتی 540 کالری از 3 گرم گرفته می شه به این معنی است که از هر گرم 180 کالری گرفته شده است. 100 کالری که از هر گرم آب جوش بگیریم دمای آب به صفر درجه تقلیل پیدا می کنه و 80 کالری باقی مانده هم گرمایی است که می دانیم برای تبدیل آب به یخ باید از آن گرفته بشه.
خوب اگر تجربه ی شستن ماشین را با آب داغ در محیط بسیار سرد داشته اید، حالا می دانید که چرا آب داغ به سرعت به یخ تبدیل می شده است.*
*منبع : Physics Teacher/April 2007
Wednesday, June 6, 2007
(هیچ چیز بدیهی نیست (2
این روزها هوا آن قدر گرم است که تصور روزهای سرد زمستانی هم آدم را خنک می کند! این سوال فیزیکی جوابی است برای کسانی که تجربه ی شستن ماشین را با آب داغ در یک روز بسیار سرد زمستانی دارند...
و اما سوالی که جوابش در پست بعدی خواهد آمد:
تصور کنید، 4 گرم از آب جوش را بر روی سطح سردی می ریزیم. فرض کنید که یک گرم از این آب با جذب 540 کالری از 3 کالری باقیمانده ی آن بلافاصله به بخار تبدیل می شود،البته شرایط را هم آرمانی فرض کنید به گونه ای که هیچ گونه انتقال گرمایی دیگری در بین نیست.
به نظر شما 3 گرم باقیمانده به کدام یک از حالتهای زیر تبدیل می شود؟
1) آب با دمایی بالای صفر درجه ی سانتیگراد
2) آب در دمای صفر درجه ی سانتیگراد
3) یخ در دمای صفر درجه ی سانتیگراد
Friday, May 18, 2007
(روز آخر)IPM مدرسه ی بهاره
خدا راشکر عمرمان وصال داد که روز سوم و آخرین روز این مدرسه را هم برویم .
پیشاپیش از توجه دوستان عزیز که به فیزیکدونی لطف داشته اند، تشکر می کنم.
و اما روز سوم با 9 سمینار اجرا شد.
اولین سمینار توسط نیما عابدپور(از دانشجویان دکتری دکتر رحیمی تبار در صنعتی شریف) از زبری گرافین و میدان مغناطیسی کوتاه برد القایی حرف زد. این کار یکی از مسائل روز و بسیار جالب است که از کربن دوبعدی و شبیه سازی های آن حرف می زند. این کار یکی دیگر از همکاریهای متخصصین فیزیک سیستمهای پیچیده و اساتید ماده چگال همچون دکتر رضا عسگری(IPM)، جناب دکتر ناصر نفری(صنعتی شریف) و دکتر فرهاد شهبازی(صنعتی اصفهان) است.
سه سمینار دیگر نیز در مورد کربن و مسائل پیرامونش بود.از نانو فیزیک و بعد نانو لوله ها که توسط دانشجوی دکتری شیمی فیزیک صحبت شد سخن گفته شد. و سمینار آخر هم توسط سارا محمدی نژاد از مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان درباره ی پلی الکترولیت ها حرف زده شد. گفتنی است که تسلط این سخنران بر روی مطالب گفته شده هم چنین دو دانشجوی دیگر بخش بیوفیزیک مرکز برایم بسیار قابل توجه بود .(هر سه هم از جامعه ی خانم ها بودند.)
و بعد از استراحتی کوتاه 5 سمینار آخر گفته شد که دو تا از آن ها توجه بیشتری را جلب کرد آن هم دانشجوی صنعتی شریف که از پدیده ی جالب سونولومینسانس حرف زدند. واقعیت این است که این دو خانم هم ارائه ی قابل تحسینی داشتند.
در خاتمه ی مدرسه هم دکتر اردلان از برگزارکنندگان تشکر کرد و بیان کرد که به نظر بزرگان این مدرسه در طی 15 سال برگزاری دارای کیفیت بالایی بوده است.
ناهار هم خوردیم! در زیر درخت توتی که امیدوارم تا توت هایش برسد یک سمینار دیگری در همان حوالی برگزار شود!
پی نوشت:
تحلیل وقایع نمی کنم چون نه سنم به این کارها قد می دهد نه فکر کارهای عقب مانده ام جایی برای تحلیل باقی می گذارد!
Thursday, May 17, 2007
(روز دوم)IPMمدرسه ی بهاره

امروز با سخنرانی دکتر وحید کریمی پور در رابطه با ارتباط کوانتوم کامپیوترها و ماده چگال مدرسه شروع شد. مطابق انتظاری که از دکتر کریمی پور می رفت سخنرانی ایشان همه را جذب کرد.
دکتر کریمی پور عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف است.
بعد از او دکتر سامان مقیمی عراقی در مورد مساله ی تپه ی شنی و مدل سازی آن که یکی از مسائل روز است صحبت کرد. مدلی که ارایه داد مدلی آبلی از دسته مدل های بسیار این مدل ها بود.
پس از آن جلال سرآبادانی که قرار است امسال از مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان تز دکتری اش را دفاع کند از اثر کازیمیر حرف زد.
و آخرین سمینار زمان اول صبح هم دکتر فولادوند از دانشگاه زنجان بود که از برخورد یک میله ی صلب با یک قرص ثابت سخن گفت که مدلی برای برهم کنش های ملکولی است.
به واسطه ی شناختی که از این سخنرانان صبح داشتم و البته علاقه ی شخصی توجه ام به این چند سمینار بیش از بقیه جلب شد. سمینارهای بخش بعدی هم ارائه شد چون قصد بیان فهرست ندارم بالتبع از آن ها حرفی نمی زنم چون در حیطه ی ذرات بنیادی بود و خیلی جلب توجه من را نکرد.
بعد از ناهار سمینار جالب برای شخص من سمینار دکتر صادق موحد است که اکنون عضو هیات علمی شهید بهشتی است. او با تحلیل داده های کیهان شناسی نتایج جالب توجهی ارائه کرد. از نکات جالب هم ترجمه ی واژه ی "Level crossing analysis" به "تحلیل فرکانس وقوع " بود که برایم تازگی داشت.
عکس دسته جمعی طبق هر سال گرفته شد.
تفاوتی که این مدرسه با چند مدرسه ی قبلی که شرکت داشتم، میزگردی بود که در انتهای برنامه ی امروز برگزار شد و به بررسی مشکلات فیزیک پیشه ها و رای گیری برای نحوه ی برگزاری این مدرسه در سال های آتی گذشت.
ترجیحاً از بیان مسایل ذکر شده صرف نظر می کنم.
پی نوشت: متن فوق مسلما گزارش جامعی از آن چه گذشت نیست. یکی از دلایلش این است که نویسنده چنین هدفی از نوشتن آن نداشته است!
Wednesday, May 16, 2007
(روز اول )IPM مدرسه ی بهاره ی
امروز چهارشنبه 26 اردیبهشت آغاز مدرسه ی بهاره ی IPM بود که در سه روز متوالی توسط پژوهشکده ی فیزیک این مرکز برگزار می شود. کسانی که با این مرکز آشنایی دارند حتماً با این مدرسه آشنایی دارند اما یک تفاوت اساسی در مدرسه ی امسال وجود داشت آن هم مکان برگزاری بود که اعلام رسمی اضافه شدن یک فضای دیگر به ساختمان های دیگر مرکز بود.
این فضای جدید باغ سرسبزی در ابتدای جاده ی لشگرک است که اکنون تابلوی مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات یا به قولی پژوهشگاه دانش های بنیادی(IPM) بر سردر این باغ جای گرفته است.
واقعیت این است که برای فیزیک پیشه های کشور ما که همیشه با کمبود جا و امکانات درگیرند این اتفاق مایه ی خوش حالی است.(به قول دکتر اجتهادی: افزایش مساحت فیزیک ایران!).
-هر چند وقتی پای علاقه به میان بیاید اساتید بزرگی را می بینیم که حاضرند روی یک چهارپایه پشت میز بنشینند و حتی از امکانات یک پژوهشکده چشم بپوشند و شاید اسمشان هم فقط در لینک های یک فیزیکدونی بیاید!-
و اما امروز با سخنرانی دکتر لاریجانی مدرسه آغاز شد. دکتر لاریجانی سیاست مرکز را شرح داده و بسیار شیوا و واضح درباره ی مشکلات پیش رو و نوع نگرش صحیح به علم صحبت کرد.دو جمله از سخنان ایشان برایم جالب بود که عیناً نقل می کنم :
"ما هیچ نابغه ی مادرزادی نداریم...
اگر بیش از حد در رسانه های جمعی از کشفی صحبت شد بدانید یک جای کار می لنگد..."
پس از ایشان دکتر ارفعی مروری تاریخی بر فیزیک ذرات بنیادی داشت که گذشته، حال و آینده ی این شاخه را به صورت کیفی و به زبان شیوا مطرح کرد.یک جمله ی ایشان هم در ذهنم حک شد:
"طبیعت همیشه چیزهای عجیب و غریبی برای شگفت زده کردن ما دارد."
و بعد دیگر فیزیک پیشه ها در زمینه ی کیهان شناسی، بیوفیزیک، فیزیک ماده ی چگال و ذرات بنیادی صحبت کردند جمعاً 16 سخنران امروز سخنرانی کردند و برنامه ی فشرده ای طی شد.
یک نکته ی جالب هم در ابتدای سخنرانی دکتر منصوری برایم جالب بود. ایشان قبل از ورود به بحث تخصصی خود چند جمله از نوع کار در ایران و دیگر جاها در زمینه ی فیزیک صحبت کرد از جمله:
"مقاله نویسی مشق است. تمرین است. اما به تنهایی کار علمی نیست. باید ببینیم دنبال چه هستیم."
فکر می کنم این جمله مخصوصاً جای فکر زیادی برای جامعه ی ما دارد.
ما هم چنان فاصله با علم روز داریم اما این فاصله با ایجاد اخبار کاذب از پیشرفت های یک شبه یا مسائلی که این روزها باعث درد مضاعف علم پیشه ها می شود کمتر نخواهد شد!
به هر حال، مدرسه دو روز دیگر ادامه دارد.
Saturday, May 12, 2007
سمینار دو روزه ی اعصاب شناختی
پژوهشکده ی علوم اعصاب شناختی یا cognitive science school پژوهشگاه دانشهای بنیادی(IPM) یکی از فعال ترین پژوهشکده های این مرکز است که در طی زمان کوتاهی که از فعالیتش می گذرد سمینارهای متعددی را با همکاری متخصصین neuro science خارج از کشور اعم از ایرانیان مقیم یا غیر ایرانی ها برگزار کرده است.
تقریباً هر ماه یک سمینار که اکثراً روزهای یک شنبه برگزار می شود در ساختمان مرکز در میدان نیاوران برگزار می شود.
و اما سمینار دو روزه ای که قرار است روزهای 29 و 30 اردیبهشت برگزار شود برای شخص من یک ویژگی خاص دارد. آن هم سخنران محترم است که از دانشگاه هاروارد(سومین دانشگاه برتر دنیا) می باشد. نگاهی به مقالات متعددی که لیستش در homepage ایشان بود بر این هیجان افزود. همه ی ما به اهمیت چاپ مقاله در مجله ی nature واقفیم. حالا حساب کنید کسی 8 تا مقاله ی nature در کارنامه اش باشد!
برای این که هیجان قضیه را بیشتر کنم و البته کمبود وقت خودم(!) لینک مستقیم نمی دهم. لیکن در لینک های وبلاگ لینک IPM هست. اگر واقعاً مایل به دیدن این آقا هستید یا اطلاعات دقیق تری از موضوعات سمینار می خواهید کافی است در صفحه ی اصلی پژوهشگاه در قسمت اخبار این دانشمند آسیایی الاصل (ژاپنی به گمانم) و بقیه داده ها را ببینید.
شرکت در سمینارها تا کنون هیچ شرط خاصی نداشته است.
Friday, March 2, 2007
آیا فیزیک دانان و ریاضی دانان همچون سگ و گربه اند؟*
به این سوال در گزارش داوری یک فیزیکدان معروف درباره ی مقاله ای به قلم ریاضیدان معروف پاسخ مثبت داده شده است.
متن زیر مطابق صحبت های من در میزگرد نود و پنجمین کنفرانس فیزیک آماری در راتگرز در ماه مه سال 2006 است که لبوویتس برگزارکننده ی آن بود. موضوع بحث میزگرد، "کارآیی نامعقول ریاضیات در علوم طبیعی" بود که زمانی در سخنرانی یوجین ویگنر در دانشگاه نیویورک مطرح شده بود. سخنرانی ویگنر در تاریخ مه سال 1959 یعنی تقریباً 50 سال پیش ایراد شد...
این مقاله با داستان زیر آغاز می شود: آماردان جوانی که در زمینه ی مشکلات جمعیت تحقیق می کرد، دشواری هایی را که با آن ها مواجه شده بود برای دوستش توضیح داد و نتایج تحلیل های خود را هم به او نشان داد. دوستش در فرمول های او عدد پی را دید و معنای آن را از او پرسید. آماردان در پاسخ گفت که عدد پی محیط دایره است که شعاع یک دارد. آن گاه دوستش به او گفت:"می خواهی قبول کنم که محیط دایزه ارتباطی با رشد جمعیت دارد؟"
ویگنر در پایان این مقاله همچنین نوشت:"معجزه ی مناسب بودن زبان ریاضی برای بیان قوانین فیزیکی موهبتی است که ما نه آن را درک می کنیم و نه سزاوارش هستیم. ما باید قدردان این موهبت باشیم و امیدوار باشیم که این زبان در تحقیقات آینده هم چنان معتبر بماند و مایه ی خرسندی و شاید هم تحیر ما در شاخه های مختلف معرفت باشد."
مقالات مشهور ویگنر در مورد مجموعه های ماتریس های تصادفی چندین سال قبل از آن مقاله به چاپ رسیده بودند. تصور فیزیک نظری مدرن بدون هندسه ی جبری و توپولوژی دشوار است. از سوی دیگر فیزیک نظری به ویژه نظریه ی ریسمان، انبوهی مسائل زیبا و مهم را برای این قسمت ریاضیات فراهم می کند. لاندائو فیزیک دان پیش رو روسی زمانی می گفت بهترین فیزیکدان روسیه فرنکل است که در مقالاتش فقط از معادله ی درجه دوم استفاده می کند. خود لاندائو کمی از او بدتر بود چون گاهی به معادلات دیفرانسیل معمولی نیاز پیدا می کرد. حداقل ریاضیات لازم از نظر لاندائو فقط شامل مسائل انتگرال گیری، حساب برداری و معادلات دیفرانسیل معمولی بود. چنین اظهاراتی در مورد ریاضیات در تمام کتاب های فاینمن یافت می شود. ریاضیدانان در پاسخ می گفتند که رفتار فیزیکدانان با ریاضیات مانند رفتار جانیان با قوانین جنایی است.(گلفاند)
برخی از دلایل این دشمنی آشکار بود. در ریاضیات، سبک غالب مبتنی بر رویکرد اصل موضوعی، اثبات های اپسیلون-دلتایی و الزامات سفت و سخت در مورد دقت بود. حال آن که روند غالب در فیزیک روندی به سوی طرح های پیچیده نظریه اختلال، دیاگرام ها و غیره بود که درک آن برای ریاضیدانان کلاسیک بسیار دشوار بود. پس این دوره آشکارا یک دوره ی دشمنی سگ و گربه بود.
بعداً ریاضی دانان مرتباً در سمینارها و کنفرانس هایی در زمینه ی فیزیک شرکت کردند و تعداد ریاضی دانانی که مسائل فیزیکی را عمیقاً درک می کردند با گذشت یک یا دو نسل افزایش قابل توجهی یافت. به نظر می رسد که این فرآیند در پایان دهه ی پنجاه زمانی آغاز شد که فیزیک دانان متوجه چیزهای مفیدی در ریاضیات نوین شدند که از وجودشان بی خبر بودند. اجازه بدهید دو مثال در ارتباط با نظریه ی معروف KAM (کولموگروف- آرنولد - موزر) بزنم. فیزیک دانی به من گفت که نظریه ی KAM آن قدر طبیعی است که باید فیزیک دانان آن را کشف کرده باشند. در پایان دهه ی پنجاه دو فیزیک دان معروف روسی یعنی آرزیموویچ و لئونتوویچ در سمینار دانشگاه دولتی مسکو به سرپرستی کولموگروف شرکت کردند تا مسئله ی وجود سطوح مغناطیسی را که در آن زمان اهمیت بسیار داشت توضیح دهند. آرزیموویچ که فیزیک دان تجربی بود در سمینار سخنرانی کرد. سخنرانی او خیلی واضح و الهام بخش بود ومدت کمی بعد از آن آرنولد با استفاده از نظریه ی KAM مسئله ی اصلی را حل کرد. این ماجرا را می توان پایان دوره ی دشمنی فیزیک و ریاضیات دانست.
...
*: متن فوق قسمتی از ترجمه ی عصمت علی اکبری از پژوهشکده ی ریاضیات پژوهشگاه دانش های بنیادی است که در خبرنامه ی شماره ی 40 پژوهشگاه به چاپ رسیده است.
اصل مقاله به قلم یاکوب سینایی :
Y.G.Sinai, Mathematics and physicists = cats and dogs?
Bull.Amer.Math.Soc.43 (2006),263-265.
Friday, February 23, 2007
اولین دوره ی مهندسی مالی و فیزیک اقتصاد
اولین دوره ی مهندسی مالی و فیزیک اقتصاد از طرف انجمن فیزیک ایران در روزهای 2و 3 اسفند در دانشکده ی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.
در این دوره که با حضور اساتید و دانشجویان فیزیک (عمدتاً گرایش فیزیک آماری و سیستمهای پیچیده) و تعدادی اساتید اقتصاد و دانشجویان حسابداری و مدیران مالی و اجرایی برگزار شد طی دو روز سمینارها و بحث های جالبی شکل گرفت.
با توجه به اینکه مهندسی مالی(Financial engineering) و فیزیک اقتصاد (Econophysics)در حال حاضر در کشورهای توسعه یافته به عنوان یکی از رشته های مهم مورد بحث و کاربردی در بین بقیه دروس دانشگاهی تدریس می شود و بانک های بزرگ دنیا طبق اصول آن رفتار می کنند،ضرورت پرداختن به چنین بحث هایی در کشوری با اقتصاد بیمار بیشتر احساس می شود.
ارائه ی مدلی برای پیش بینی افت وخیز بازار، ریسک، قیمت گذاری بیمه ها و پدیده های اقتصادی که مصداق بارزی از پدیده های تصادفی(Stochastic process) هستند نیازمند تحلیل دقیق و هوشمندانه ای است که فیزیک دان های عرصه ی فیزیک آماری و سیستم های پیچیده نقش به سزایی را تا کنون در پیشبرد آن در دنیا بازی کرده اند.
مصداق بارز آن شبیه سازی رفتار بازار با حرکت براونی (رابطه ی انیشتین)است که ظاهراً یکی از اصولی ترین مبانی چنین شاخه ای در بین اقتصاد دان های عزیز است. تحلیل هایی مانند شبیه سازی مونت کارلو، منطق فازی، هندسه ی فرکتالی ، آشوب، شبکه ی عصبی که ابزار اساسی تحلیل گران سیستمهای پیچیده است تا کنون نتایج بسیار قابل تأملی را در این پیش بینی ها در دنیا عرضه کرده است.
جالب است که بدانید تعداد قابل توجهی از دانش آموخته های فیزیک و فیزیک دان های بنام دنیا در این عرصه وارد شده اند و مدل هایی در اقتصاد به نام خود ثبت کرده اند. یکی از مدل ها که در سمینار بیان شد مدل (بلک- شولز- مرتون) است که جایزه ی نوبل اقتصاد را از آن خود کرده و "بلک" به عنوان یک فیزیک دان ذرات بنیادی در صدر این گروه واقع است.
با توجه به خاصیت بین رشته ای بودن این مبحث مسلماً چالش های زیاد و بحث های طولانی هم چنان نیاز است تا هماهنگی لازم بین فیزیک دان ها و اقتصاد دان ها بوجود آید، مثال بارز آن هم در این دو روز جلسه بحث آزاد(میز مستطیل!) ی بود که به تقضای طرفین ایجاد شد.
نکته ی جالب جلسه، انتقاد تمام اقتصاد دان ها و مهم تر از آن ها مدیران مالی و اجرایی که عملاً درگیر چنین مسائلی هستند بر فیزیک پیشه ها بود که هنوز با اصول اقتصاد بیگانه اند و هم چنان نگرش کمال گرایانه ی خود را در مسائل اقتصادی نیز وارد می کنند و گاهاً مدل زیبایی را ارائه می دهند که کاربرد عملی در دنیای واقعی ندارد.
به عنوان یکی از افرادی که در زمینه های پدیده های تصادفی تجربه ی کوتاهی دارم این نکته را وارد می دانم اما نکته ای که خیلی از دوستان توجه کافی را ندارند مشکل "داده" است. جایی که داده ی صحیح وجود نداشته باشد تحلیل درست و غلط اثری بر ناکارآمدی جریان ندارد و این نکته در بازار کشور ما وجود دارد. البته با تمام نوپا بودن این تحلیل ها نتایج موجود قابل تحسین است.
راستی یک نکته ی کوچک از آموخته هایم بگویم که :هر چه بازار قابل پیش بینی تر باشد "کارآیی" بازار پایین تر است. پس بازار ایده آل بازاری است که کاملاً تصادفی رفتار کند .شاید باید خوشحال باشیم که چنین بازار ایده آلی وجود ندارد! در هر حال بازار ایران ظاهراً اصلاً در این ابعاد نیست!!! (مرفهین و سهامداران همچنان شاد باشند!)
در هر حال فیزیک آماری و سیستمهای پیچیده به جرأت یکی از قدرتمندترین ابزار در تحلیل رفتارهای بازار و پیش بینی قیمتهاست. ملموس بودن داده ها و نتایج در عین مشکل کردن کار هیجان خاصی را برای فیزیک پیشه ها در این عرصه ایجاد کرده است و تاکنون برای برخی از بزرگان فیزیک نتایج مالی قابل توجهی نیز تولید کرده است!(حقوق این دوستان در دنیا چیزی سه برابر حقوق هیآت علمی شان است. البته توجه کنید تا زمانی این حقوق پایدار است که شخص مذکور هم کارآمد باشد.)
یکی از مدیران بسیار موفق کشور که چندین سال در بورس نیویورک و بانک های ایالت متحده در حیطه ی مهندسی مالی فعالیت می کرد در آخرین اسلاید سخنرانی اش چیزی نوشته بود که فکر می کنم برای ما فیزیکی ها به خصوص جای تأمل خاصی را دارد:
"مدل های ریاضی صرفاً ابزار خلق ارزش است و جایگزین تجربه و قضاوت استفاده کنندگان آن نمی شود. در صورتیکه کارآیی و کاربردی نداشته باشد صرفاً به عنوان یک تمرین ریاضی قابل تحسین است. "
(مدیر موفق فوق در جلسه ی بحث در همین راستا گفت اگر کسی بتواند میزان درآمد (x)را به
(x+ delta x) تبدیل کند یا هزینه را کاهش دهد با ارائه ی مدل و اثبات آن در عمل با بالاترین حقوق خاور میانه از جانب ایشون استخدام می شود!
این هم انگیزه برای فیزیک خواندن! پس فکر ها تون را به کار بیندازید!!!)
Thursday, February 1, 2007
(می تونیم این طوری توضیح بدیم که...(1
خوب! قرار بود توی این متن جواب سوال متن قبلی رو بنویسم؟
بله! جواب گزینه ی 3 بود. یعنی فیزیک ابتدایی مون درست می گفت!
توضیح:این سوال در واقع مربوط به چهارچوب مرجع است. سیاره ی زمین و سیب افتان بخشی از چهارچوبی هستند که به اصطلاح در حال "سقوط آزاد" –free fall- به دور خورشید می باشند. یک چنین چهارچوبی هم ارز و معادل با یک چهارچوب لخت (اینرسی) می باشد. سیب به سمت مرکز زمین سقوط می کند مستقل از این که خورشیدی موجود هست یا نه.
پی نوشت : یکی از مهمترین نکات در درک وقایع فیزیکی، مشخص کردن ناظر و چهارچوب مرجع می باشد.
به خصوص در نسبیت خاص و عام، توجه به این نکته ضروری است. نوشتن این مطلب بهانه ای شد برای معرفی یک کتاب بسیار ارزشمند و پر محتوا و در عین حال قابل فهم برای علاقه مندان به درک فیزیک حتی غیر متخصصین:
"آیا اینشتین درست می گفت؟"
- آزمون نسبیت عام-
نوشته ی کلیفورد ام. ویل
ترجمه ی احمد شریعتی
سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
Thursday, January 25, 2007
(هیچ چیز بدیهی نیست (1
سوال(1):
قصه ی نیوتون و سیب کذایی معروف رو که می دونید...
خوب یک سیبی که از درخت داره می افته بنا به قانون گرانش هم داره از طرف زمین و هم از طرف خورشید (با نیرویی معادل 0.0006 برابر نیروی جاذبه ی زمین ) کشیده می شه...
فکر می کنید اگر بتونیم با دقت بسیار بسیار بالایی مسیر حرکت سیب افتان رو ببینیم ،کشش خورشیدی می تونه در مسیر سیب افتان انحراف ایجاد کنه؟
براتون سه تا گزینه هم داریم :
1)بله! اندازه گیری و محاسبات بسیار دقیق ، مسیر مستقیم رو اندکی خمیده بیان می کنه.
2)بله! مسیر هم چنان مستقیم هست اما سوی خط مستقیم مسیر فوق از مرکز زمین انحراف پیدا می کنه.
3)نه! سیب به سمت مرکز زمین روی یک خط واقعاً مستقیم (همونی که توی فیزیک ابتدایی هم می گفتند!)حرکت می کنه.
مرجع:راستی برای کسانی که به حل المسائل عادت دارند هم مرجع رو می گم چون توش جواب این سوال هست!(البته به متن اصلی کمی ادویه اضافه شد!):
The physics teacher / November 2006
توی متن بعدی جوابش رو هم می نویسم.
(هیچ چیز بدیهی نیست(0
قصد کردم این جا برخی از سوال های عموماً پایه ای که ممکن هست خیلی راحت بپذیریم رو بنویسم. خیلی از چیز هایی که هر روز راحت از کنارشون رد می شویم می تواند،نقطه ی آغاز یک تحول در تفکر ما باشه.
یکی از بزرگ ترین سدهایی موجود در برابر یادگیری، بدیهی فرض کردن خیلی از مفاهیمی است که برایمان به خوبی جا نیفتاده است.
سوال هایی که مطرح می کنم یا توسط دوستانم مطرح می شود و من این جا بازگو می کنم ممکن است جوابی برایش داشته باشیم یا نداشته باشیم. خود طرح سوال هم فایده ی خود را دارد.سوال ها می تواند از هر جایی آمده باشند!
علی الاصول بر جواب هایی که از مجلات معتبر علمی دنیا و اساتید بزرگ این عرصه بیان می شود و قابل استنادترند با ذکر منبع یا شخص مذکور تأکید می شود. لیکن قصد نداریم ذهن خودمان را محدود کنیم.
پس خواهش می کنم لا اقل یکی دو دقیقه برای توجیه بدیهیات وقت بگذاریم!
Saturday, January 20, 2007
ریچارد فاینمن
فاینمن در یکی از کتاب های خود(2) به تشریح بخش هایی از زندگی خود با قلمی بسیار جذاب و خواندنی پرداخته است. در بخشی از کتاب مذکور می خوانید:
"Every thing I need I try to figure out what it really means, what it's really saying.
I learned very early the difference between knowing the name of something and knowing
QED: The Strange Theory of Light and Matter""
نوشته ی : ریچارد فاینمن
ترجمه ی : احمد شریعتی
نشر هوای تازه
(2)
"What Do you care what other people think? "
By: Richard Feynman
.این کتاب در کتاب خانه ی مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات موجود می باشد
:درخواست: یکی دیگر از کتاب های فاینمن کتابی است تحت عنوان
"Surely, you are joking Mr. Feynma!"
! شخصاً این کتاب را هنوز نیافته ام. اگر گذرتان به چنین کتابی خورد ما را هم یاد کنید
پی نوشت: چون بزرگترین انگیزه ی فیزیک پیشگی ام از جانب خواندن مقالات فاینمن و نوع نگرش او به زندگی به وجود آمده است، اولین متن "فیزیکدونی" را به او اختصاص دادم، هر چند ذره ای بود از دریا.
Friday, January 19, 2007
.فیزیک دون می شویم
.من یکی از فیزیکخون های مملکتم
.همیشه دوست داشتم علاوه بر یک فیزیکخون، فیزیکدون هم باشم
.البته مرز چندانی هم بین علوم قائل نیستم
.معتقدم بهترین راه یاد گیری بازگو کردن و آموزش آموخته هاست. بخصوص اگر بتوانیم آن مطلب را عامه فهم بازگو کنیم
:قصد دارم اهداف زیر را -که کمبودش را در دوره ی تحصیلم در دوران کارشناسی و کارشناسی ارشد احساس می کردم- دنبال کنم
. اطلاع رسانی در مورد سمینارها، اخبار و وقایع رایج در دنیای علم به خصوص اخبار داخلی-
.آشنایی با توانمندی و حوزه ی پژوهشی پژوهشگران داخل کشور-
.مروری بر تاریخچه ی فیزیک و دست آوردهای فیزیک پیشه های بزرگ-
.ایجاد فضایی برای تبادل نظر در حیطه ی آموزش و پژوهش-
.مسلماً در این راستا از کمک اهل فن بی نیاز نخواهم بود